X
تبلیغات
جامعه و من
فولکلور Folklore)) مرکب از دو کلمه است. Folk، به معنی مردم، گروه، قوم و خویش،‌ملت، عوام و توده مردم و lore، به معنی دانش، ‌معرفت و دانستن است. بنابراین واژه فولکلور را می‌توان به "فرهنگ و دانش عامه" یا "اشعار و افسانه‌ها و آداب و رسوم و باورهای مردم" ترجمه کرد.

سه خصیصه یا وجه مشخصه برای فولکلور  می توان برمی‌شمرد که عبارتند از:

«1. فولکلور بر میراث و اصول تمدنی قدیمی و کهن بنا شده است.

2. فولکلور با هیچ‌گونه روش علمی و استدلال منطقی، همراه نیست؛ یعنی نه معلمی آن را تدریس می‌کند و نه از کتاب و نوشته‌ای می‌توان آموخت؛ به علاوه، عاری از هرگونه آرایش روشنفکری و پیرایش نظری است.

3. این خصوصیت عدم تحول روشنفکری و نظری باعث شده است که در جریان اشاعه اصول تمدن جدید، فولکلور بدون اینکه با آنها ترکیب شود، در کنارشان قرار گیرد و در نتیجه، عناصری بسیار قدیمی را تقریباً دست نخورده حفظ کند. این پدیده خصوصاً در هنرهای عامیانه تجلی می‌کند.»

در مناطق سردسیر هر درختی به بار نمی نشیند. تعداد اندکی درخت هستند که مختص این مناطق بوده و گاه همان تعداد هم با سختی و طولانی مدت به بار می نشینند. روستای سله بن که در ارتفاع 1900 متری از سطح دریا قرار دارد یکی از این مناطق سردسیر در مملکت ماست که یکی از فعالیتهای مردم این روستا و منطقه باغداری است. هر سال فصل بهار اقدام به هرس درختها می کنند تا برگ و بار بیشتری دهد و مسیر رشد شاخ و برگ آن اصلاح گردد. بیشتر درختهای این روستا شامل سیب، گلابی و تعدا کمی هم هلو می باشد. تعداد انگشت شماری درخت گردو در این روستا هست که به بار نشسته باشد و معروف است که درخت گردو و درختهای شبیه آن که در آب و هوای معتدل کوهستانی خوب بار می دهند در این روستا به بار نمی نشینند.

گاهی پیش می آید که همان درختهای سیب و گلابی که بومی روستا نیز می باشند چند سالی پس از کاشت بار نمی دهند. یک باور در حافظه تاریخی روستا هست که درختان را دارای شعور می دانند. در اینگونه مواقع که درخت چند سالی از سنش گذشته و دیگر دارد از وقت بار دادنش می گذرد رسمی را اجرا می کنند به نام تورکش. تورکش دقیقا قسمتی از فولکلور روستا است و شرایط آن را دارا می باشد. یعنی دانسته بومی است که پایه علمی ندارد و نسل به نسل و سینه به سینه به نسل جدید رسیده است.

در این رسم یک نفر تبر را به دست می گیرد و به درخت که فرض بر با شعور بودنش دارند حمله ور می شود و با داد و بیداد می گوید می خواهم آن را قطع کنم این درخت بار نمی دهد و به درد نمی خورد و .... حتی ممکن است یکی دو ضربه هم به پایه درخت بزند. در همین هنگام شخص دیگری با صدای بلند شروع می کند به جلوگیری از فرد اول و می گوید من ضامن این درخت. امسال قطعش نکن سال آینده بار می دهد. البته تمامی این گفتگوها به همان زبان طبری (مازندرانی) انجام می شود. به این رسم می گویند تورکش. تورکش یعنی با تبر ترساندن. این رسم معمولا در پاییز انجام می شود. قسمت زخمی شده توسط تبر را با پارچه می بندند و شما در فصل بهار می توانید این درختها را از پارچه بسته شده به پایه آن شناسایی کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

محققان می گویند نه شنیدن از یک زن، همیشگی نیست. از نظر آنها کافی است کمی شانس با مرد خواستگار همراه باشد و زن رویاهایش، تا 10 سال دیگر ازدواج نکند. چرا که به گفته پژوهشگران، نظر زن ها در مورد ازدواج هر ده سال یک بار زیر و رو می شود.

اگر یکی از مردهای فامیل تان شکست خورده از خواستگاری برگشته، خواندن این صفحه را به او پیشنهاد کنید. محققان می گویند نه شنیدن از یک زن، همیشگی نیست. از نظر آنها کافی است کمی شانس با مرد خواستگار همراه باشد و زن رویاهایش، تا 10 سال دیگر ازدواج نکند. چرا که به گفته پژوهشگران، نظر زن ها در مورد ازدواج هر ده سال یک بار زیر و رو می شود و ممکن است زنی که در دهه سوم زندگی اش به یک خواستگار نه گفته، ده سال بعد پشیمان شود و تصمیم بگیرد با همان مرد ازواج کند. دیلی میل می نویسد مردها در دنیای زنان به 5 دسته تقسیم می شوند و خانم ها هر 10 سال یک بار، آرزوی ازدواج با یک گروه از این افراد را در سرشان می پرورانند. اگر هنوز هم نمی توانید چنین ادعایی را باور کنید، این مطلب را تا انتها بخوانید.



1- 18 تا 24 سالگی: مرد باید خوش تیپ باشد
خانم ها در این سنین احساساتی ترند و بیشتر به دنبال یک همدم و همفکر می گردند اما هرگز از اصل خوش تیپ بودن کوتاه نمی آیند. از نظر زنی که 18 تا 24 سال دارد، همسر ایده آل باید:

- موسیقی را که او می پسند دوست داشته باشد.
- عاشق کتاب ها و فیلم هایی باشد که او دوست دارد.
- ظاهری امروزی داشته باشد و یک سر و گردن از آنها شیک تر باشد.

اولین دلیلی که یک زن 18 تا 24 ساله را به بله گفتن ترغیب می کند، تصور مثبت دیگران نسبت به خواستگارش است. برای دخترها در این گروه سنی، قضاوت دوستان از هر چیزی مهمتر است. آنها دوست دارند وقتی با مردی ازدواج می کنند، حیرت و حتی حسادت را در چشم دوستانشان ببینند و به آنها فخر بفروشند. بررسی ها ثابت کرده است که 47 درصد زنان 18 تا 24 ساله، دوست دارند با کسانی ازدواج کنند که دوستانشان آنها را تایید می کنند.
 


2- 25 تا 34 سالگی: مرد باید همه فن حریف باشد
خانم ها در این سنین به موقعیت اجتماعی شان اهمیت می دهند و در آرزوی ازدواج با مردهای موفق و تاثیرگذار هستند. از نظر زنی که 25 تا 34 سال دارد، همسر ایده آل باید:

- ظاهری جذاب و اندامی متناسب داشته باشد.
- جاه طلب و بلندپرواز باشد.
- در محیط کاریش مهره ای تاثیرگذار باشد.

زنان در این سنین به کارشان به عنوان یکی از مهمترین داریی های زندگی شان نگاه می کنند. به همین دلیل دوست دارند با مردهایی ازدواج کنند که به پیشرفت شغلی شان کمک می کنند. گرچه زنان 25 تا 34 ساله هم دوست دارند با مردی ازدواج کنند که به خاطر ظاهر خوبش حرفی برای گفتن دارد اما در کنار مهم دانستن تیپ و قیافه، به جایگاه اجتماعی هم اهمیت زیادی می دهند.

 

3- 35 تا 44 سالگی: مرد باید خوش اخلاق باشد
محققان می گویند خانم ها در این سنین به خلق و خو اهمیت زیادی می دهند و کمتر از یک درصد خانم ها در این سنین حاضرند با مردهای بد اخلاق ازدواج کنند. از نظر زنی که 35 تا 44 سال دارد، همسر ایده آل باید:

- رفتار و ویژگی های شخصیتی شایسته ای داشته باشد.
- از او بزرگتر باشد.
- کوله باری از تجربه داشته باشد.

73 درصد خانم ها در این دوره سنی دوست دارند با مردی که حداقل 5 سال از آنها بزرگتر است ازدواج کنند. مردهایی که در شغل شان به جایگاه مناسبی رسیده اند، تعادل روانی دارند، موفق هستند و تجربه های زیادی دارند، جذابترین مردها از نظر این گروه از زنان به شمار می آیند.



4- 45 تا 54 سالگی: مرد باید جوان باشد
خانم ها در این سنین به منطق و خرد خود می بالند و دوست دارند شریکی برای سال های میانسالی شان پیدا کنند. به همین دلیل از اینکه در جستجوی همسر باشند هراسی ندارند. از نظر زنی که 45 تا 54 سال دارد، همسر ایده آل باید:

- درآمد بالا و وضعیت اقتصادی ایده آلی داشته باشد.
- به او احساس امنیت بدهد.
- کوچکتر از او باشد.

امنیت برای این خانم ها در این دوره مهمترین اصل است. 95 درصد آنها می گویند به دنبال همسری می گردند که این احساس را در آنها ایجاد کند. مردی که از نظر مالی قوی باشد، می تواند تا اندازه ای به همسرش احساس امنیت بدهد اما گذشته از این موارد، بررسی ها نشان داده که اغلب خانم ها در این محدوده سنی، دوست دارند با مردانی که تا 5 سال از آنها کوچکترند ازدواج کنند.

 

5- بالای 55 سال: مرد باید جوک بگوید
خانم ها در این محدوده سنی به دنبال دلخوشی می گردند و دوست دارند با کسی زیر یک سقف زندگی کنند که خستگی شان را بگیرد و حالشان را خوب کند. از نظر زنی که بیشتر از 55 سال دارد، همسر ایده آل باید:

- باهوش باشد.
- ارزش هایش مشابه ارزش های او باشد.
- شوخ طبع و سرگرم کننده باشد.

حال خوب برای این گروه از خانم ها حرف اول را می زند. به همین دلیل ازدواج با مردی که احساس مشابهی با آنها دارد و با شوخ طبیعی هایش خانه را شاد و سرشار از هیجان می کند، می تواند امیدی دوباره را به زنگی شان بیاورد.

گذشته از تمام این موارد، خانم ها در این محدوده سنی هنوز هم به رابطه زناشویی اهمیت می دهند و 45 درصد آنها معتقدند چنین رابطه ای، یکی از موضوعات مهم بعد از ازدواج است.


+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

در اکثر شهرهای ایران غیر از تبریز که ساز و کار اجتماعی خوبی برای مقابله با معضل تکدی گری بر گزیده اند، تکدی گری مشاهده می شود و کم نیستند کسانی که سر چهار راه ها و خیابانها و وسط ترافیک اتوبانها و .... کسانی را می بینیم که اقدام به تکدی گری می کنند. به راستی تیپولوژی متکدیان چگونه است؟ چه چیزهایی بر این کار آنها تاثیر گذار است و باعث ادامه فعالیتشان می شود.
طی یک تحقیق با روش کمی ، حجم آماری 1008 نفر در سطح شهر تهران نشان می دهد که 43 درصد از متکدیان شهر تهران کمتر از 20 سال، 30 درصد بین 21 تا 34 سال و 18 درصد نیز بین 35 تا 48 سال بوده و بقیه بالای 49 سال سن داشته اند. به زبانی ساده اکثر این افراد جزو جمعیت فعال جامعه بوده و در سن آماده به کار قرار دارند.
لازم به ذکر است این افراد شامل کسانی که چیزی برای فروش ارائه می دهند نیستند و فقط کسانی که پول سوال می کنند می باشد.
58 درصد مرد و 42 درصد زنان هستند.به این ترتیب می توان گفت تکدی گری بیشتر حرفه ای مردانه محسوب می شود.
53 درصد از این متکدیان سالم، 29 درصد معلول و 18 درصد بیمار هستند. 60 درصد ازدواج نکرده و 40 درصد ازدواج کرده اند. 28 درصد از متکدیان اعلام کرده اند که خانه دارند و یا اجاره کرده اند و در خانه زندگی می کنند، 21 درصد اعلام کرده اند بی پناه بوده و روزگار خود را در خیابانها و کوچه و بازار سپری می کنند و 51 درصد نیز در جایگاه های موقت زندگی می کنند و مکانهایی نظیر مسافرخانه ها و یا مکانهای موقتی مثل خانه دوستان به صورت گردشی و یا گرمخانه ها را بیان کرده اند.
65 درصد از این افراد باسواد و 35 درصد بی سواد هستند که از بین باسوادها 43.07 درصد در سطح ابتدایی، 44.61 درصد راهنمایی، 9.23 درصد دبیرستان و 3.09 درصد بالاتر از دبیرستان تحصیلات دارند.
41 درصد از متکدیان دارای اعتیاد و 59 درصد نیز سالم می باشند. لازم به ذکر است که وضعیت اعتیاد با توجه با اظهارات خود متکدی و مشاهده وضعیت ظاهری ایشان توسط پرسشگران ارزیابی شده است.
63 درصد از متکدیان این حرفه را پذیرفته و علاقه به ادامه آن دارند و 37 درصد نیز اعلام کرده اند که علاقه ای به این کار ندارند و در صورت وجود شغل مناسب این حرفه را ترک می کنند.
حدود 67 درصد از متکدیان اعلام داشته اند که تحت پوشش هیچ گونه بیمه( اعم از اجتماعی - درمانی) و هیچ نهاد حمایتی (کمیته امداد و یا بهزیستی) قرار ندارند. جالب توجه اینکه از این میان 23.6 درصد اعلام کرده اند که تحت پوشش و مستمری بگیر کمیته امداد یا بهزیستی هستند ولی هنوز هم به کار تکدی گری مشغولند.(صد البته با میزان پرداخت مستمری این نهادهای حمایتی دور از انتظار نیست).
22 درصد از متکدیان اعلام کرده اند که از تکدی گری رضایتشان بالاست و 26 درصد در حد متوسط و 52 درصد در حد پایین رضایت دارند.
بین وضعیت سلامتی و تمایل به ادامه تکدی گری رابطه معنی داری مشاهده نشد. به عبارتی فرقی نمی کند متکدی معلول، بیمار یا سالم باشد و این امر بر تمایلش به تکدی گری تاثیر گذار نیست.
بین وضعیت اعتیاد و تمایل به ادامه تکدی گری ارتباط معنی داری نشان داده نشده است. به عبارتی فرقی نمی کند که متکدی اعتیاد داشته باشد و یا نداشته باشد این موضوع تاثیر چندانی در میزان تمایل فرد به انتخاب تکدی گری به عنوان یک حرفه تاثیر ندارد.
با افزایش سن متکدیان تمایلشان نیز به ادامه این حرفه افزایش می یابد. به عبارتی یک همبستگی مثبت و فزاینده مشاهده می شود. شاید بتوان گفت که در متکدیان کم سن امید به یک زندگی سالم و صحیح وجود دارد و به تکدی گری به عنوان یک شغل موقت نگاه می کنند.
بین وضعیت تاهل و وابستگی به تکدی گری نیز تفاوت معنا داری وجود دارد و این علاقه و وابستگی در بین مجردها بیشتر از متاهلهاست.
میان وضعیت تحت پوشش نهادهای حمایتی و بیمه ای بودن و تمایل متکدی به انتخاب تکدی گری به عنوان حرفه رابطه معنی داری مشاهده نشد. به عبارتی می توان گفت میزان حمایتهای سازمانهای حمایتی عامل بازدارنده برای این موضوع نیست.
به امید روزی که طرح جامع و فراگیر تامینی و رفاهی در سطح جامعه اجرا شود. امید است سازمانهای حمایتی و سازمانهای غیر دولتی حمایتگر و کنترلهای اجتماعی روزی آنقدر قوی و کار آمد شود که این پدیده شوم به طور کلی کارکرد خود را در جامعه از دست داده و همه شهرهای ایران مانند شهر تبریز به شهر بی متکدی تبدیل شود.
شاید روزی برسد که برطرف شدن مشکلات اقتصادی و اشتغال در جامعه حداقل قشر تحصیلکرده متکدیان را به زندگی سالم باز گرداند.
به امید آن روز

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1392ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

جوانان زیبایی پسند هستند و بیشتر از هرچیز ظاهر و شکل زیبای اجسامی که استفاده می کنند برای آنها اهمیت دارد. این خصیصه باعث شده که حتی سلیقه ها هم سمت و سو داشته باشد و هر دفعه نوعی لباس و یا وسایل مد شود و مورد استفاده فراگیر قرار گیرد.
مد و مدگرایی جریانی است که فراگیر می شود و مفهومی آماریست به معنی بالاترین تعداد فراوانی. بالاترین تعداد فراوانی یعنی بیشترین تعدادی که از یک نوع وجود دارد. به طور مثال وقتی لباسی مد می شود اکثر آدمها از آن لباس استفاده می کنند. برخی معتقدند که مدگرایی بدون تفکر ، احساسی و لجام گسیخته هویت یک فرهنگ را از بین می برد چرا که یکی از المانهای هر فرهنگی لباس و پوشش است. لذا مطالعه در خصوص این جریان همیشه یکی از دغدغه های محققان حوزه اجتماعی بوده است. برخی معتقدند که با بالا رفتن سن مدگرایی کاهش می یابد و اصلا مد گرایی را خرده فرهنگ جوانی می دانند.  برخی نیز مدگرایی را حاصل جیبهای پر پول می دانند و مد را حاصل رقابت بین طبقه اجتماعی اقتصادی بالا و پایین قلمداد می کنند. برخی مد را ناشی از نیازهای خودشکوفایی می دانند و ارتباط مستقیمی بین مدگرایی و منزلت اجتماعی افراد قائلند. برخی نیز آن را متاثر از رسانه ها و تبلیغات  دانسته و معتقدند که رسانه ها از طریق مد هنجار سازی می کنند.
تحقیقات از یک نمونه 750 نفری در سطح شهر تهران با پراکندگی مناسب و مدل نمونه گیری خوشه ای از جوانان بین 18 تا 38 ساله نشان می دهد که :40 درصد افراد در حد متوسط به بالا به مد علاقه مند هستند و تغییرات مد را دنبال می کنند. 46 درصد در حوزه پوشاک، 25 درصد در حوزه آرایش و پیرایش و 29 درصد درحوزه دکوراسیون منزل به مد توجه ویژه نشان می دهند. 45 درصد طرفدار مدهای ایرانی و 55 درصد طرفدار مدهای خارجی هستند. 31 درصد در حد متوسط و 61 درصد در حد زیاد و خیلی زیاد علاقمند هستند که دیگران  به تغییرات منزل، پوشاک و یا پیرایش آنها توجه نشان دهند. اهمیت تبلیغات داخلی و خارجی برای جوانان در این سنین زیاد است به طوری که بالای 74 درصد به آنها توجه می کنند ولی میزان مد گرایی با میزان توجه این افراد به این تبلیغات رابطه و همبستگی معنی داری نشان نداده است. به عبارتی تبلیغات رسانه ها بر میزان مدگرایی جوانان تهرانی تاثیر مستقیم و فزاینده ندارد. 23 درصد در حد متوسط و 38 درصد نیز در حد زیاد و خیلی زیاد به دنبال این هستند که پوشش شان با اطرافیانشان هماهنگ باشد. اهمیت مد روز بودن لباس برای 19 درصد در حد خیلی کم، 13 درصد در حد کم، 31 درصد در حد متوسط، 27 درصد در حد زیاد و 10 درصد در حد خیلی زیاد است. علاقه به لباسهای مارک نیز از این قافله عقب نمانده است و 5 درصد در حد خیلی کم، 7 درصد کم، 17 درصد متوسط، 47 درصد زیاد  و 24 درصد خیلی زیاد علاقمند هستند که از لباسهای مارکدار استفاده کنند.
بین جوانان شاغل و غیر شاغل در میزان استفاده از مد و علاقه به مد تفاوت معنی داری وجود ندارد. به عبارتی فرقی نمی کند که یک جوان تهرانی شاغل باشد و یا غیر شاغل این موضوع در میزان علاقه وی و میزان استفاده وی از مد تاثیر گذار نیست.
تحصیلات نیز بر میزان استفاده از مد تاثیر گذار نیست. به زبانی بالارفتن تحصیلات بر میزان استفاده از مد یا استفاده نکردن از مد و یا علاقه به آن تاثیر گذار نیست.
تفاوت معنی داری بین وضعیت تاهل و میزان علاقه و استفاده از مد مشاهده نشده است. به عبارتی فرقی نمی کند فرد متاهل باشد و یا مجرد و این در میزان علاقه ایشان به مد و یا میزان استفاده وی از مد تاثیر گذار نیست.
هرچند تعداد کسانی که علاقمند هستند دیگران به آنها توجه داشته باشند کم نیستند ولی این علاقه مندی بر میزان مد گرایی جوانان تاثیر گذار نیست و ارتباط معنی داری بین آنها مشاهده نشده است.
نکته قابل توجه این است که بین وضعیت مالک یا غیر مالک بودن مسکن و میزان مدگرایی همبستگی وجود دارد. به عبارتی فراغت از دغدغه مالکیت مسکن باعث می شود که مدگرایی در جوانان افزایش یابد.
بین وضعیت تاهل و طرفداری از مدهای داخلی و خارجی نیز همبستگی معناداری مشاهده نشد.
بین میزان در آمد و پول دریافتی تحت عنوان پول توجیبی و میزان مدگرایی افراد رابطه مستقیم و فزاینده وجود دارد.
میزان مدگرایی با میزان استفاده دوستان و اطرافیان از یک وسیله و یا لباس خاص رابطه مستقیم و فزاینده دارد.
نتایج حاصل از این تحقیق حکایت از این دارد که در مرحله اول داشتن پول، نداشتن دغدغه مسکن و همنشینی با دوستان و گروه همسالان  و گرایش این دوستان بیشتر از هرچیز دیگری بر میزان مدگرایی و علاقه به استفاده از مدها و مارکها تاثیرگذار است. به طوری که این اثر گذاری گوی سبقت را از رسانه ها دیداری و شنیداری و دنیای مجازی ربوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

آیا همیشه تمام لباس چرکهای شوهرتان را جمع می کنید و اتوکشیده و مرتب صبحها روی مبل آماده می کنید تا خدای ناکرده دیر به سر کار نرسد؟ ایا لقمه آماده کرده و در کیف همسرتان می گذارید که خدای ناکرده میان وعده اش فراموش نشود؟ آیا مثل یک منشی دائم قرار ملاقاتها، زمان صورتحسابها، قبضها و ... را به همسرتان یاد آوری می کنید؟ آیا در طول روز صد بار زنگ می زنید و به همسرتان یاد آوری می کنید که کارهایش را روی روال انجام دهد؟ آیا تلاش می کنید تمام مدیریت زندگی و پول را به عهده بگیرید و در عوض دائم همسرتان را سرزنش می کنید که تو بی عرضه ای؟  آیا دائم حواستان هست که همسرتان وسایلی مانند سویچ، مدارک و ... اش را کجا می گذارد تا در مواقع لزوم به موقع در یافتن آن کمکش کنید؟ اگر این مشخصاتی که گفتم دارید به مقاله مجله زندگی ایده آل توجه فرمایید چند وقتی بود که می خواستم چنین مطلبی بنویسم ولی با خواندن آن آنقدر به وجد آمدم که تصمیم گرفتم  با شما نیز این مطلب را شریک شوم:


احتمالا تا به حال در اطراف‌تان یا در میان فامیل و دوستان ویران شدن زندگی زنانی مهربان را دیده‌اید که تمام مسئولیت‌های خانه را برعهده گرفته‌ بودند؛ به خوبی شوهران‌شان را مانند یک مادر خوب‌تر و خشک می‌کردند اما ناگهان شوهران‌شان به آنها خیانت می‌کنند و زندگی آنها رنگ دیگری می‌گیرد؛ در این مواقع همه تعجب می‌کنند که چرا شوهر زن مهربانش را رها کرده و سراغ زنی دیگر رفته‌ است. همه شوهر را فردی بدطینت و بدجنس می‌دانند که هیچ چیز از قدرشناسی و عشق یاد نگرفته‌ است، اما مسئله‌ای که این وسط فراموش می‌شود این است که آن شوهر از زندگی کردن با زنی که همچون مادرش است خسته شده و می‌خواهد با زنی باشد که همسر و معشوقش باشد و نیازهای عاطفی آن حوزه را برطرف کند. اگر شما هم جزو همین دسته از زنان مهربان هستید بهتر است تا دیر نشده به فکر چاره باشید. به خاطر داشته باشید کنار گذاشتن این عادت‌ها چندان هم ساده نیست، اما چنانچه موفق شوید این عادت‌ها را کنار بگذارید، احساس زنانگی بیشتری خواهید کرد و همسرتان نیز به نوعی احساس مردانگی بیشتری خواهد کرد.

با این رفتارها شوهرتان را از دست می‌دهید

-انجام کارهای شخصی‌ او و بیش از حد مراقب او بودن: مثل جمع کردن لباس‌های چرک همسرتان، مرتب کردن مکرر کمدهای او و آماده کردن لباس‌های او هر روز صبح

 

-  دست‌کم گرفتن او و برعهده گرفتن کارهایی که او باید انجام دهد: یادآوری مکرر درباره قرارها، پیدا کردن وسایلی که او اغلب گم می‌کند و…

 

-  برعهده گرفتن اکثر مسئولیت‌ها به دلیل اینکه تصور می‌کنید همسرتان از پس آنها بر نمی‌آید: خرید تمامی امور خانه را برعهده گرفتن

 

- نکوهش کردن او مانند یک بچه؛ چطور می‌توانی بدون ژاکت بیرون بروی نمی‌بینی هوای بیرون سرد است؟، چندبار باید بگویم قبل از اینکه بخوابیم چراغ‌ها را خاموش کن؟ صورتحساب‌های برق خیلی بالا رفته و…

 

-  اصلاح کردن اشتباهات‌شان و امر و نهی کردن به آنها به‌خصوص در جمع مثلا «اگه جای تو بودم الان از سمت چپ رانندگی می‌کردم.»

 

چرا زن‌ها در حق همسران‌شان مادری می‌کنند؟

احتمالا متنفرید از اینکه بشنوید شما هم در حق مرد زندگی‌تان مادری می‌کردید اما باور کنید تنها شما نیستید که این کار را انجام می‌دهید؛ دلیل این کار چیست؟ زن‌ها برای مادری کردن آموزش دیده‌ و برای آن نیز پاداش می‌گیرند. وقتی بچه بودید، یگانه الگوی‌تان مادرتان بود و همواره شاهد بودید که او چگونه از شما، برادر و خواهرهای‌تان حمایت می‌کرد؛ به این ترتیب آموختید چگونه حمایتگر، مهربان و فداکار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی کنید. این موضوع نیز حقیقت دارد که شاهد بودید چگونه مادرتان به‌ویژه در حق پدرتان مادری می‌کرده است؛ پس بیایید به موضوع این‌طور نگاه کنیم که اگر شما شاهد بودید به جای اینکه مادرتان به طرزی رمانتیک با پدرتان رفتار کند، همیشه در حق او مادری می‌کرده است، درنتیجه شما هم در کودکی چنین آموختید. پس فکر کردید این همان رفتاری است که زن‌ها باید با مردها داشته باشند؛ درنتیجه وقتی خودتان بزرگ شدید و ازدواج کردید، عینا همین کار را با همسرتان انجام دادید.

محبت مادرانه عشق و شور و حال را می‌کشد

 

سریع‌ترین راه ممکن برای کشتن عشق، شور و حال و حرارت یک رابطه، مادری کردن در حق نامزد یا همسرتان است. هرچه با یک مرد بیشتر مانند مادرش رفتار کنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد اما موضوع این‌است که هیچ مردی مایل نیست همسرش تبدیل به مادردومش شود.

 

وقتی لیاقت او را زیر سؤال می‌برید

 

اگر با نامزد یا همسرتان مدام طوری رفتار می‌کنید که گویی بی‌لیاقت است، متعاقب چنین رفتاری او نیز احساس ناتوانی و بی‌لیاقتی خواهد کرد و درنتیجه اعتماد به‌نفسش پایین آمده و رفتارش نیز بچه‌گانه‌تر می‌‌شود. هنگامی که یک مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، شما را هم کمتر دوست خواهد داشت، زیرا احساس عزت‌ نفس یک مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد. هنگامی که مردی احساس می‌کند کارها را به درستی انجام نمی‌دهد، به سختی می‌تواند با شما یا خودش مهربان باشد. رفتار کردن با مردها مانند پسر بچه‌ها و به رخ کشیدن ضعف‌ها و ناتوانایی‌های آنها روی قابلیت عشق‌ورزی‌شان تأثیر منفی می‌گذارد.

صبر داشته ‌باشید

 

باید از مادری کردن برای همسرتان دست بردارید اما مسلما این کار خیلی راحت نیست؛ باید قدم به قدم سختی‌های راه را تحمل کنید تا بتوانید زندگی جدیدی را با همسرتان‌ آغاز کنید؛ مثلا چنانچه همسرتان عادت دارد کارهایش را برایش انجام دهید، ممکن است کمی طول بکشد تا خودش را با این رفتار جدید وفق بدهد. در ابتدا امکان دارد برایش مشکل باشد. ممکن است یأس‌ها و سرخوردگی‌هایش را تحمل کنید، چرا که مدتی طول خواهد کشید تا کارهایی را که سال‌ها برای خودش انجام نداده، انجام بدهد. اگر زندگی‌تان گیج‌کننده‌تر و مغشوش‌تر به نظر آمد، تعجب نکنید. احتمال دارد در ابتدا به مهمانی‌ها دیرتر برسید، چراکه او نمی‌تواند کلیدهایش را بیابد اما نگران نباشید به‌تدریج خواهد آموخت. زیرا خواهد دید هر بار که به‌دنبال کلیدهایش می‌گردد و آنها را پیدا نمی‌کند، چقدر سرخورده و مایوس می‌شود، پس یاد می‌گیرد هر شب آنها را در جای مخصوصی بگذارد؛ بگذارید بزرگ شود و یاد بگیرد چگونه از خودش مراقبت کند.

 

بدون هیچ نشانه‌ای ناگهان همه چیز به هم می‌ریزد

وقتی در حق مردها مادری می‌کنید، آنها احساس عشق می‌کنند؛ چرا؟ چون مردها در کودکی همواره شاهد بودند که مادرشان از آنها مراقبت می‌کرده؛ بنابراین برای‌شان عادی است به همسر خود اجازه دهند تا این نقش را ادامه دهد. این موضوع حقیقت دارد. چنانچه مادر همسرتان مدام در حق او مادری کرده باشد، ممکن است در ذهنش مادر، همسر و حمایتگر تداعی بیشتری از کلمات عاشق، معشوق، بهترین دوست یا شریک زندگی داشته باشد. چنانچه همسرتان در کودکی محبت و توجه کافی از جانب مادر خود دریافت نکرده باشد هم با خوشحالی تمام اجازه خواهد داد این کار ناتمام او را برایش به پایان برسانید اما این مرد دیر یا زود به زنی احتیاج پیدا خواهد کرد که مانند یک همسر و معشوق او را دوست داشته‌ باشد پس احتمالا بازنده نهایی شما خواهید بود.

 

با او مانند یک فرد لایق و قابل اعتماد رفتار کنید

 

با نامزد یا همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید. اطلاعاتی که خودش باید به خاطر داشته باشد را به او یادآوری نکنید. سعی نکنید به جایش فکر کنید یا تقویمش باشید، بلکه به‌گونه‌ای رفتار کنید که دریابد بزرگسالی فهمیده و تواناست که شما همیشه می‌توانید روی او حساب کنید. به خاطر داشته باشید از آنجا که مدت‌ها در حقش مادری می‌کردید و برنامه‌هایش را ترتیب می‌دادید، کمی تنبل شده است. به طرزی ناخودآگاه ممکن است در به خاطر سپردن قرار ملاقات‌ها و مسئولیت‌هایش به شما تکیه کند، بنابراین طبیعی است هنگامی که از این کار دست می‌کشید، بعضی از کارهایش را فراموش کند. مثلا برخی از صورت‌حساب‌ها را نپردازد یا اینکه آشغال‌ها را هر شب دم در نگذارد. در این‌گونه مواقع او را سرزنش و از او انتقاد نکنید، بلکه با یأس او همدردی کرده و به دنبال کار خود بروید.

اگر در وضعیتی قرار دارید که همسر شما دانشجوست و یا در حال انجام اموری است که بازدهی آن چند سالی طول می کشد و بالجبار شما کار می کنید و هزینه های زندگی را پرداخت می کنید سعی کنید با یاد آوری دائم این موضوع که «من به خاطر علاقه به شما این کار را می کنم و منتظر روزی هستم که کار شما به نتیجه برسد و شما جبران کنید. من منتظر روزی هستم که بنشینم و خانمی کنم و بتوانم به شما تکیه کنم» باعث شوید که او خود را مدیون شما بداند و برای بدست آوردن یک زندگی مردانه تلاش بیشتری کند. این حرف باید در زندگی شما آنقدر تکرار شود که ملکه ذهن شوهرتان گردد تا در ناخودآگاه او  جای گیرد که نقش مادری شما موقتی است و قرار نیست شما به صورت دائم مادر باشید و نقش یک بچه را بازی کند. باید کم کم مسئولیتهای مردانه زندگی را از به او محول کنید. از مسائل ساده و پیش پا افتاده مثل تعمیرات لوازم منزل و یا یادآوری نکردن قرارهای ملاقاتش شروع کنید.

با او بچگانه حرف نزنید

آنگونه که مادرها با بچه‌های‌شان صحبت می‌کنند با او صحبت نکنید. به خودتان قول بدهید با نامزد یا همسرتان طوری صحبت نکنید که گویی او یک پسربچه ۵ساله است. این به آن معناست که اصلا او را نکوهش نکنید. اشکالی ندارد اگر بگویید از دستش ناراحت و عصبانی هستید، اما این کار را به‌گونه‌ای که یک بزرگسال با بزرگسال دیگر انجام می‌دهد، انجام دهید نه مثل یک مادر عصبانی که از دست پسربچه شیطانش به ستوه آمده است.حرف‌های بچگانه زدن چطور؟ به عقیده من کمی با لحن کودکانه حرف زدن کاملا طبیعی است، چون این راهی است بسیار صحیح برای درمیان گذاشتن احساسات آسیب‌پذیرمان، اما چنانچه با نامزد یا همسرتان حرف‌های بچگانه می‌زنید، این یک مشکل محسوب می‌شود. وقت آن رسیده که رفتاری بالغانه داشته باشید.


برچسب‌ها: زنان, صیغه, تعدد زوجات, ازدواج مجدد, خیانت
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1392ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

پیامک خبری در نیمه شب حکایت از یک خبر مهم داشت که دست کمی از خبر یک اتفاق طبیعی مثل زلزله و یا یک اتفاق غیر طبیعی مثل جنگ نبود. بله خبر حکایت از توافق گروه 1+5  با ایران بود بر سر موضوعات هسته ای ایران. همان نیمه شب سوالاتی در ذهنم متبادر شده بود.

1- آیا حق غنی سازی را به رسمیت شناختند؟

2- آیا مراکز هسته ای ما تعطیل می شود؟

3- اگر غنی سازی را به رسمیت شناختند و مراکز ما هم تعطیل نمی شود و پس این همه سال مشکل بر سر چه بود؟

4- مذاکره یعنی چانه زنی از چه مواضعی عقب کشیدیم و چه چیزهایی به دست آوردیم؟


خبرهای بعدی سوالات مرا پاسخ دادند. حق غنی سازی 5 درصد به رسمیت شناخته شد. غنی سازی 20 درصد متوقف شد ولی هیچ ماده تولیدی ای از ایران خارج نمی شود. هیچ یک از مراکز ما نیز تعطیل نمی شود. در عوض تحریمهای نفتی و پتروشیمی ما برداشته شد و سرمایه های بلوکه شده ما در سراسر دنیا به ایران باز می گردد.

حالا سوالات دیگری به وجود می آید:

1- آیا ما برای نیروگاههایمان نیاز به اورانیوم 20 درصد داریم؟ اگر بلی قرار است از کجا خریداری شود؟

2- اگر نیاز نداریم به چه مناسبت تولید کردیم و این همه سال هم برای داشتن آن پافشاری کردیم؟

3- آیا سانترفیوژهای مخصوص تولید اورانیوم 20 درصد نیز در کشور باقی می ماند یا تفاوتی بین سانترفیوژهای 3 درصد با 20 درصد وجود ندارد؟

4- آیا تحریمهای دارویی و لوازم پزشکی ما نیز از تحریم آزاد شده است؟

خبرهای جالبی نیز این روزها به گوش می رسد که اصلا با هیچ اصول اقتصادی دنیا قابل توجیه نیست. به طور مثال در سطح شهر تهران آپارتمان بین 700 تا 3 میلیون تومان کاهش یافته است. در سراسر دنیا هنگام بی ثباتی امنیت مثل دوران جنگ و یا تهدید به جنگ ملک ارزان می شود گویا در ایران برعکس است. کسی دلیل آن را می داند؟

خوب این پست حکایت از این دارد که اطلاعات بنده بسیار ناقص است و از دوستان خواننده وبلاگ خواهش میکنم اگر اطلاعاتی در خصوص هر یک از این موارد دارند بنویسند.

متشکرم



+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  |