با کوچک شدن حجم کامپیوترها و تغییر کاربری گوشیهای تلفن همراه و مجهز شدنشان به برنامه های مختلف از جمله شبکه های اجتماعی موبایلی چند سالی است که فراگیر شده است. دیگر نمی توانید افراد خاص با وضعیت تمکن مالی خاص و یا وضعیت اشتغال خاص را از کاربران کامپیوتر و یا شبکه های اجتماعی قلمداد کرد. دیگر حتی در دور افتاده ترین نقاط کشور و هر فردی با هر سطح از پیگاه اقتصادی اجتماعی به این شبکه های اجتماعی دسترسی دارد و کاربر آن است. کاربری این شبکه ها نیز از حد کاملا علمی خارج شده و در حد زندگی روزمره مردم از پیام های کوتاه و احوالپرسیهای روزمره گرفته تا گروههای آشپزی و خانه داری و علمی و ..... همه چیز در آن یافت می شود. پیامهای بسیاری نیز در این بین رد و بدل شده و باز نشر می شوند که از جوک و لطیفه و پیامهای اخلاقی گرفته تا تحلیلهای سیاسی و اقتصادی و ..... همه را شامل می شود. در این بین از نقش تاثیر گذار این شبکه ها بر سرعت انتشار شایعات نیز نباید غافل بود. به طوری که روزی روزگاری اگر یک شایعه باید دهان به دهان می گشت تا مثلا چند ماه بعد در یکی از شهرستانهای دور شنیده شود اکنون به مدد همین شبکه های اجتماعی ظرف چند ثانیه کل کشور که خوب است کل جهان از آن با خبر می شوند تا ما نظریه دهکده جهانی را شیر فهم شویم.

اما در واقع سوال این است این پیامها چه تاثیر بر زندگی مردم می گذارد؟ برای مقابله با آسیبهای اجتماعی ناشی از انتشار این اخبار چه باید کرد؟

با نگاهی اجمالی بر پیامهای شایعه گونه شبکه های موبایلی شاید بتوان به یک دسته بندی از آنها دست یافت. جوکهای قومی و قبیله ای که تضعیف برخی از گروههای قومیتی را نشانه رفته و در پی جا انداختن این موضوع است که اگر با فلان قبیله برخورد کردید مراقب باشید که حسودند، فلان قومیت بی تربیتند، فلان قومیت خسیسند، فلان قومیت بی غیرتند، فلان قومیت تنبلند و ... کلا مردم ایران همه و همه ایرادهای اساسی دارند و جامعه ایده آل اروپاست که همه چیز بر اساس همت و دقت و نظم و اخلاق بنا شده است. دسته دیگر پیامهایی است که بیشتر شبیه کرکری خواندن زنان و مردان است و سعی در بی عرضه، همجنس گرا، بی غیرت و بی مسئولیت نشان دادن مرد ایرانی دارد و در مقابل گروهی از پیامکها که سعی در خنگ و ناقص العقل نشان دادن دخترها، بی حیا و عدم پاکدامن بودن زنان ایرانی را نشان دهد. از جوکهای مذهبی هم که دائم به روحانیان، ائمه، سوره های قرآن آیات و روایات و ذکرهای مذهبی، نماز و روزه و .... رسما توهین می کنند هم نمی توان غافل بود. در کنار اینها هم پخش شایعاتی از قبیل آفتهای محصولات کشاورزی دقیقا سر فصل برداشت آن محصول از خرما و پرتقال و برنج و چای گرفته تا سیب زمینی و سیب  و .... پیامهای به اصطلاح بهداشتی که هی مردم را از خطر داروها و مواد غذایی و .... می ترسانند هم دیگر نمی گویم آخرین نمونه اش خطر استفاده از دگزامتازون!! تحلیلهای سیاسی اقتصادی در خصوص صادرات نفت که آخرش را به حج وصل می کنند و یا مشکلات مالی مردم و ... که آخرش باز هم به حج وصل می شود و یا .... هم که خود جای بحث دارد. گویی چوبی برداشته اند و همه این پیامها به یک نحوی یک چیز را می کوبند. گویی که مردم کشور ما به هیچ کشور دیگری مسافرت نمی کنند و ارز خارج نمی کنند. شاید باور کردنی نباشد که هزینه مسافرت مردم ایران به کشورهایی مثل ترکیه، تایلند و دوبی کمتر از هزینه حج نیست ولی از آنجایی که هدف تضعیف اعتقدات دینی مردم است، هیچ تحلیل سیاسی اقتصادی از هزینه های اینگونه این مسافرتها دیده نمی شود گویی که کمک به محرومین و توجه به این قضیه از حیطه اخلاقی خارج شده و فقط وظیفه مذهبیهاست. هرچند که کمک به مستمندان و توجه به اوضاع سیاسی کشور وظیفه همه آحاد است و  به درجه انسانیت آدمها بستگی دارد.

واقعیت این است که هدف این گونه پیامها تضعیف اعتقادات مردم و اعتماد اجتماعی و خود باوری مردم ایران است. اعتقادات مردم ایران را همان که پایه اعتماد اجتماعی مردم است و بزرگترین سرمایه اجتماعی یک ملت تلقی می شود نشانه رفته اند و در پی از بین بردن آن هستند. زیرا خیلی خوب می دانند زمانی یک ملت از هم می پاشد و رسوخ در بین آنها  راحت می شود که اولا اختلافات قومی قبیله ای زیاد باشد، دوم آنچه پایه و بیس اتحادشان است (مذهب و اعتماد اجتماعی) تضعیف شده باشد.

حال چه باید کرد:

1- عاجزانه خواهش می کنم اگر لطیه ای برای شما ارسال شد به جای کلمه  یک قومیتی از کلمه یک نفر استفاده کنید ببینید این جوک هنوز هم خنده دار است؟ اگر بلی پس واقعا لطیفه است پس از اصلاح اگر خواستید باز نشر کنید وگرنه آن جوک را حذف کنید که حتی در جمع خانوادگی هم آن را نخوانید.

2- اگر پیامی علمی برایتان آمد اگر منبع ندارد آن را مطلقا بازنشر ندهید.

3- اگر پیامی علمی یا تحلیلی سیاسی برایتان آمد که دارای منبع بود قبل از باز نشر آن کمی تامل کنید حتما منبع را چک بفرمایید. اگر مطمئن شدید آن را باز نشر دهید. در اکثر موارد دیده شده که تولید کنندگان این گونه پیامها از نقطه ضعف عامه مردم ایران (عدم تسلط به زبان انگلیسی) استفاده کرده و یک منبع بی ربط به موضوع که به زبان انگلیسی است را ضمیمه می کنند و پیام را نشر می دهند. لطفا اگر به چنین مواردی برخوردید از انتشار پیام خودداری فرمایید.

4- یکی از راهها نیز استعلام پیام از اهالی فن است.

به امید روزی که به محض دیدن یک پیام ابتدا به هدف تولید کننده پیام فکر کنیم و از انتشار اخبار و شایعات و آنچه به سرمایه های کشورمان خدشه وارد می کند خود داری کنیم.

یا حق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت 7:30 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

به اطلاع دوستان می رساند کتاب اینجانب با عنوان دیدگاههای جدید نسبت به قربانیان جرایم به چاپ رسید.

این کتاب نوشته کارولین هویل و ریچارد یونگ می باشد که توسط بنده با همکاری ده نفر از دانشجویان کارشناسی علوم اجتماعی در دانشگاه پیام نور ترجمه شده است. ناشر این اثر انتشارات نوید مهر می باشد.

برای معرفی کتاب هیچ متنی گویا تر از نوشته پشت جلد آن را مناسب ندیدم:

 

....... در لابه لای فصول این کتاب در خصوص انواع قربانیان جرائم صحبت شده، در مورد تأثیر افکار کلیشه‌ای فمنیسم بر عملکرد پلیس و سیستم قضایی و کیفری کشورهای اروپایی و امریکایی  سخن رانده  شده و از خشونت خانگی علیه مردان و مقایسۀ آمار پنهان و پیدای این جریان با خشونت خانگی علیه زنان صحبت به میان آمده است .........

 

برای تهیه این کتاب می توانید به این آدرس مراجعه کنید. همچنین می توانید به کتابفروشی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران واقع در خیابان جلال آل احمد جنب دانشگاه تربیت مدرس مراجعه فرمایید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

مراسم عاشورا در هر کوی و برزن آداب و رسوم خود را دارد. در روستای سله بن نیز مانند همه جا عزاداری امام حسین در قالب نوحه سرایی و نذری و .... در مسجد بزرگ روستا برپا می شود. روز عاشورا نیز مانند همه جا دسته عزاداری در روستا راه می افتد و معمولا دو دسته حرکت می کنند. یک دسته عزاداری که جوانها هستندو یک دسته که مسنترها هستند. در دسته جوانترها زنجیر زنی و طبل و سنج و ..... زینت بخش عزاداران است و در دسته مسنترها معمولا خیلی ساده راه می افتند و بر سینه می زنند و یک نفر میانداری می کند و نوحه می خواند. یک اسب سفید هم هست که دو نفر نوجوان سوار بر آن می شوند و اشعاری را می خوانند در نقش فرزندان امام حسین و یک خیمه سیار که کودکان کاسه به دست در زیر آن حرکت می کنند و فریاد می زنند«ای عمو جان تشنه ام یک قطره آب». 

حدود ساعت هشت و نیم یا نه صبح علم روستا از مسجد خارج می شود. این علم قدمت تاریخی دارد و یک شاخه علم خاص است که بر سر یک چوب بسیار قدیمی بلند استوار است. این علم برای یک ساعتی در حیاط است و مردم برای ادای نذورات خود و زیارت علم حضور می یابند.

همه آنچه گفته شد خاص روستا نیست و در همه جا تا کنون دیده شده است اما مراسم صبح زاری

شب عاشورا(شب قبل از عاشورا) جوانان روستا معمولا مشغول فعالیت در روستا هستند و بسیاری از آنها در مسجد می خوابند. بسیاری نیز قبل از اذان صبح حضور می یابند. بعد از اذان بلافاصله نماز برپا می شود و دسته عزادارها در روستا به راه می افتد. در واقع آنقدر تند حرکت می کنند که به دویدن می مانند. تنها وسیله اطلاع رسانی یک طبل بزرگ است که به صورت نا منظم و فقط به قصد خبر کردن مردم روستا هر چند قدم یک ضربه نواخته می شود. این مراسم تا طلوع آفتاب ادامه دارد و اشعار خاصی در این مراسم خوانده می شود:

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است (2) / نکن ای صبح طلوع(2)

ای آفتاب طلوع نکن / امروز امام کشته میشه

ای آفتاب سر بر نیار/ رقیه بی پدر میشه

ای آفتاب طلوع نکن/ سرها بر نیزه ها میشه

ای آفتاب سر بر نیار/ ششماهمون کشته می شه

ای آفتاب قسم به نور خدا

ای آفتاب قسم به روز عاشورا

ای آفتاب طلوع نکن/ ام البنین بی پسر می شه

ای آفتاب طلوع نکن/ زینب بی یاور می شه

ای آفتاب سر بر نیار/ عباس غرق خون می شه

ای آفتاب طلوع نکن/ به فرق شکافته/ قسم به حلق بریده/ قسم به دست جدا شده/ قسم به گوشه پاره شده/ قسم پهلوی شکسته

ای آفتاب سر بر نیار/ امروز حسین کشته میشه.

در پایان این مراسم عزادارها در مسجد حضور پیدا می کنند و پس از خوردن صبحانه زیارت عاشورا می خوانند و ادعیه مخصوص این روز را قرائت می کنند.

التماس دعا


برچسب‌ها: روستای سله بن
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آبان 1393ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

مقاله ادراک زنان از قربانی شدن بر آمده از پایان نامه دکتری این جانب است که به راهنمایی خانم دکتر سهیلا صادقی فسایی از دانشگاه تهران و مشاورت خانم دکتر پروانه دانش از دانشگاه پیام نور تهران و خانم دکتر مریم قاضی نژاد از دانشگاه الزهرا نوشته شده است.

چکیده

قربانی‌و قربانی شدن مفاهیمی نسبتا جدید است که در جرم شناسی سنتی کمتر مورد توحه قرار گرفته است. اما نگاهی به ادبیات نظری نشان می دهد که تحقیقات این حوزه اخیرا به سوی قربانیان جرم چرخش داشته و بخشی از تحلیل های جرم شناختی برروی فهم سبک زندگی قربانیان جرم متمرکز شده است. در حالی که جرم شناسی از این موضوع سئوال می کند که چرا عده ای دست به جرم می زنند، قربانی شناسی بر روی این سئوال تا کید می کند که چرا عده ای از افراد آماج فعالیت های جرمی قرار می گیرند.

هدف از انجام این پژوهش دست یافتن به مفهوم قربانی‌شدن از نظر زنان و تبیین نظریه‌ای است که شرایط قربانی‌شدن را توضیح دهد. این تحقیق با کاربرد روش کیفی سعی بر شناسایی مفهوم قربانی‌شدن از منظر زنان دارد و برای رسیدن به این هدف با 46 زن تهرانی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفته است، اما نتایج قابلیت تعمیم ندارد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مفهوم قربانی‌شدن در بین زنان طیف وسیعی از احساسات را در بر می‌گیرد. در تعریفی که زنان از مفهوم قربانی‌شدن کرده‌اند، سه مفهومِ «حرمان زندگی»، «نداشتن منابع و اختیارات» و «آسیب‌ پذیری» ظاهر می‌گردد. بنابر روایت زنان قربانی‌شدن یک احساس واقعی است که با فرد می‌ماند. ویژگی های شخصیتی، فاکتورهای اجتماعی و اجبارهای فرهنگی از جمله عواملی هستند که با ارجاع به مواردی  چون  «نگاه جنسیتی»، «سلطة مردانه» و «ساختارهای معیوب» قربانی شدن را توضیح می دهند. 

 

کلمات کلیدی: قربانی،‌ قربانی شدن، زنان، آسیب پذیری، روش کیفی

 

این مقاله در مجله علمی- پژوهشی مطالعات و تحقیقات اجتماعی ایران به چاپ رسیده است و در آدرس ذیل قابل مطالعه و دانلود به شکل پی دی اف است.

http://jisr.ut.ac.ir/article_51658_4743.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

خواستم از جنگ بنویسم. از اتفاقاتی که سالهای سال مردم مملکت ما را درگیر خودش کرده. از آسیبهایی که حتی اگر همین الان کودکی متولد شود از جنگ تاثیر می پذیرد.  خواستم بنویسم که این جنگ بیش از 350 هزار شهید رو دست این مملکت گذاشت که کلی خانواده درگیر آن شدند و هنوز هم آثارش بر دل خیلی از هموطنان هست. هنوز هم تعداد قابل توجهی جانباز داریم که سالهای سال است به سقف ذول زده اند و قطع نخاع گردنی هستند. هنوز هم ......

اما راستش را بخواهید دیدم هیچ فایده ای ندارد. همه می دانند جان آدمیزاد برایش چقدر عزیز است و کسانی بودند که روزی خودشان را فدای حفظ این آب و خاک کردند. اما ما چه می کنیم؟ آیا ما هم برای حفظ این آب و خاک تلاش می کیم. آیا برای آیندگانمان تلاش می کنیم؟ آیا می دانیم حرمت ناموس وطن یعنی چه؟

سال 1376 بود که در یک سمیناری یکی از استاید هشدار داد و گفت که قرن 20 جنگها برسر نفت بود ولی قرن 21 قرن جنگ آب است. به شما اطمینان می دهم که قرن بعد جنگها بر سر آب است و بس. حق هم داشت. ما در قرنی زندگی می کنیم که ترکیه بر روی رودخانه جاری به سمت عراق سد بسته و اجازه نمی دهد آب به آن سمت برود. قرنی است که همسایه شرقی ما افغانستان بر روی رود هیرمند سد کجکی را بسته و باعث شده مرز نشینان ما در مضیقه قرار گیرند. در نتیجه تعداد قابل توجهی از مرز نشینان ما به سمت شهرهای بزرگی مثل مشهد مهاجرت می کنند و خالی از سکنه شدن مساوی است با از دست دادن حفاظ امنیتی مرزهای شرقی. زاینده رود به خاطر سدهای بسته شده تبدیل شده به مرده رود. چاههای عمیق شده بلای جان باغهای قسمت مرکزی سمنان و دامغان و .... و خشک تر از خشک شده اند این مناطق، و شکافهای عمیق زمین باغهای پسته که یکی از ثروتهای کشور است و از صادرات مهم کشور است را از بین برده است. دائم به قیمت از دست دادن میراث فرهنگی و ... سد می سازیم تا از این بحران عبور کنیم اما قرار است چه چیز را ذخیره کنیم آبی که در حال خشک شدن است. حتی طرحهای تخیلی انتقال آب دریای خزر به خلیج فارس و ... را هم ارائه و در موردش صحبت می کنیم.

یک نگاه به نقشه جهان از نقشه های گوگل نشان می دهد که ایران یک کشور نیمه خشک است و ما با اسراف در مصرف بی رویه آب و از بین بردن آبهای زیر زمینی که طی هزاران سال در آنجا انباشت شده است داریم این کشور را تبدیل به یک کشور خشک مثل عربستان می کنیم که تا 40 سال دیگر تبدیل می شویم به عربستان بدون نفت! اصلا هم شوخی نیست. جوان 20 ساله امروز تا چهل سال دیگر تازه 60 ساله است و نوزاد امروز 40 ساله خواهد شد و یک زندگی تلخ در کشور فقیر بی آب و علف و نفت را  تجربه خواهد کرد. چیزی شبیه اتیوپی و سومالی شاید هم بدتر. این وضعیت کشور ما خواهد بود در آینده نه چندان دور همان کشور و خاک و آبی که این همه آدم خونشان ریخته شد که از بین نرود. محض رضای خدا و خلق خدا و خشنودی خودتان هم که شده در مصرف آب صرفه جویی کنید. به جای یک ساعت زیر دوش بودن طی ده دقیقه دوش بگیرید. برای تعداد ظرفهای کم ماشین ظرفشویی استفاده نکنید. لطفا به هر شکل ممکن کمتر آب مصرف کنید. تهرانیها 35 درصد و شهرستانیها باید 20 درصد در مصرف آبشان صرفه جویی کنند تا بتوانیم از این بحران عبور کنیم. بحران آب در کشور ما 30 ساله است و ما امسال وارد اولین سال آن شدیم. لطفا به فکر حفظ این آب و خاک باشید. آب و خاکی که برای حفظش جانها فدا شده است. قدرش را بدانیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 9:44 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

برداشتی آزاد از دفاعیه رساله خانم دکتر مرضیه ابراهیمیان

موضوع این رساله تبیین جامعه شناختی جرائم خشن زنان در تهران است. این رساله با روش کیفی انجام شده و در یکی از زندانها با 30 خانم که با جرائمی خشن مثل قتل، همدستی در قتل، آسید پاشی، ضرب و جرح و ... زندانی بودند مصاحبه عمیق انجام داده. روش ایشان ترکیبی از روشهای کیفی بوده. فوکوس گروپ، مشاهده، مصاحبه، مطالعه اسناد و پرونده ها، مطالعه دست نوشته ها و خاطرات زندانیان و .... از تکنیکهای خاص تحقیقی بود که ایشان در کار خود از آنها استفاده کرد تا به کنه این مسئله پی ببرد که چرا زنان بر خلاف آنچه در طبیعت جامعه پذیری شده شان وجود دارد دست به خشونت می زنند.

نکته قابل توجه این بود که این زنان از جنسیت خود ناراضی بودند و دوست داشتند مذکر می بودند. این تنفر از جنسیت زنان از کودکی در آنها شکل گرفته بود. از همان زمانها که با تحقیر از دختر بودنشان در خانواده یاد می شد. بعد عواملی مثل بلوغ مرضی(ناآگاهی از طبیعی بودن بلوغ و رفتارهای خشونت آمیز خانواده به جای آموزش دختر در هنگام بلوغ) و رابطه جنسی اجباری (چه توسط همسر در اولین مرتبه و چه از طرف دیگران به صورت نامشروع، حتی برخی توسط محارم مورد تجاوز قرار گرفته بودند) که در هر سی مورد تکرار شده بود باعث شد که این تنفر از جنسیت به حدی برسد که خصایص جنسیت زنانه از جمله عدم خشونت را زیر پا بگذارند و دست به اعمال بسیار خشن بزنند. حتی رفتارهای مردانه پیشه کنند و در زندان شاهد زنهای مرد سان (زنهایی که رفتارهای مردانه بر می گزینند، مانند مردها لباس می پوشند، بی پروا هستند و حتی در نقش جنس مخالف با برخی زنان زندانی وارد رابطه ج می شوند و شبهه خانواده تشکیل داده و نسبت به پارتنر خود غیرتی مردانه از خود بروز می دهند) باشیم.

این رساله نشان می دهد که خانواده ها باید مراقب رفتار خود در خصوص دختران باشند. هنوز هم خانواده هایی وجود دارند که فرزند پسر را به دختر ترجیح می دهند. نباید چنین ترجیحی را با کلام، رفتار و یا فرق گذاشتن بین فرزند دختر و پسر آنچنان در ذهن دختر بچه پر رنگ کرد که از مونث بودن خودش متنفر شود. در خصوص بلوغ و نشانه های آن خیلی دوستانه با فرزندانتان صحبت کنید و  قبل از به بلوغ رسیدن آموزش های لازم را به فرزند دختر خود ارائه دهید. موارد بهداشتی را آموزش دهید و این جریان را به عنوان یک هدیه و ودیعه الهی برای او جا بی اندازید و اصلا با ابراز تنفر از این موضوع با دختر خود صحبت نکنید. از انجام برخی خرافات مثل زدن زیر گوش دختر به محض شنیدن خبر بلوغ وی و یا خوراندن برخی غذاها و داروهای گیاهی خاص که خاطره بدی را برای نوجوان دختر شما تداعی کند جدا خود داری کنید. چقدر خوب است که مادر با خریدن یک هدیه چنین جریانی را برای بچه به عنوان حرکت به سوی عاقل تر شدن و ... تبریک نیز بگوید. حالا نیاز هم نیست خیلی سر و صدا راه بی اندازید ولی خریدن یک گل و یا مثلا یک جعبه شیرینی و ... می تواند احساس دختر را نسبت به این خصوصیت زنانه خودش مثبت کند.

آموزش ج را به موقع شروع کنید. با توجه به سن دختر بچه از کودکی در خصوص قسمتهای خصوصی بدنش  آموزشهای لازم را ارائه دهید. آموزش دهید که هیچ وقت اجازه دست درازی کسی را به خودش ندهد و هر حرکت مشکوکی را به شما گزارش کند. به دختران نوجوان خود استراتژیهای پیشگیری از خطر را آموزش دهید و کاملا مسئله را باز و بی پرده برایشان بیان کنید.

با عرض پوزش از این یک بند آخر: جشن عروسی یک جشنی است که اولین خاطره رابطه را برای دختر و پسر شیرین و به یاد ماندنی کند. شما این همه هزینه می کنید و جشن می گیرید و ....لطفا در اصل موضوع هم کمی دقت کنید و با عجله کاری نکنید. اگر مشکلی وجود دارد از اجبار و تهدید استفاده نکنید و حتما به یک پزشک زنان مراجعه کنید.


برچسب‌ها: جامعه پذیری, زنان
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  |