این عنوان مقاله ای بود که در تایمز مالی به چاپ رسید: ایران هفت هزار ساله تا بیست سال دیگر از بی آبی نابود خواهد شد !!!

روزنامه ی تایمز مالی در مقاله ای با عنوان « ایران خشک شد » مینویسد که ایران هفت هزار ساله تا بیست سال دیگر از بی آبی و خشکسالی نابود خواهد شد و از آن بیابانی به جای خواهد ماند که هیچ گیاه و جانداری زندگی در آن را نخواهد داشت ، نویسنده مقاله که مهندس آب و کارشناس محیط زیست است سه شریک جرم در نابودی آب ایران را عوامل طبیعی (خشکسالی) ، حکومت و مردم ایران میخواند .
جرم نظام و دولتش به خاطر عدم کارشناسی ، ناتوانی در برنامه ریزی در :

 1 - بهره وری و ذخیره سازی آبهای کشور
2 - سیاست های نادرست « پوپلیستی » از جمله سویسیدی و کم بها بودن آب در ایران
3 - کشاورزی سنتی و غیر حرفه ای و هدر دادن آب که ضرر آن بیش از سودش می باشد
4 - نابودی فناوری سنتی ( کاریز / قنات ) که ایران هخامنشی مخترع آن بوده و در زمینه ی مهندسی آب ایرانیان پیشتاز آن در جهان بوده بوده اند

و سرانجام مردم ایران به خاطر بهره وری نادرست و به هدر دادن آبهای کشور

نویسنده مقاله هشدار میدهد هر روزی که میگذرد ایران یک روز به مرگ و نیستی نزدیکتر میشود و یک پیش بینی ژئوپولوتیک و علمی جنگ های آینده را جنگ آب نه جنگ نفت میداند و قوی ترین کشورها را کشورهای با منابع آب بیشتر میداند .یعنی طبق این پیش بینی کشور ترکیه در منطقه خاورمیانه به ثروتمندترین و قویترین کشور بدل خواهد شد.

متاسفانه از هشداری هم که این مقاله داده، چندماهش سپری شده است. الان دیگر باید بگوییم از عمر ایران کمتر از بیست سال دیگر باقی نخواهد بود.
البته دوستان پژوهشگر داخلی هم مدت هاست هشدار می دهند که ایران به زودی سومالی خواهد شد، اما واقعا هیچکس متوجه هیولایی که در دو قدمی ما ایستاده و ما داریم سوت زنان به سمتش می ریم نیست...

یکی از راه های برون رفت این هست که هم ما، هم حاکمیت، هم دولت، هم روشنفکرها، هم دانشگاهی ها، و همه ی مردم به این باور برسیم که ما در مرحله ی بی آبی هستیم نه کم آبی. باید اسمش رو گذاشت ریاضت آبی. ما در مرحله ریاضت آبی هستیم نه صرفه جویی... سبک زندگی ما باید کاملا برای ورود به مرحله بی آبی و بر اساس ریاضت آبی مهیا شود. وظیفه ما البته فرهنگ سازی و توسعه مفهومی در این باره است. اکر همین الان هم هیولای بی آبی را جدی بگیریم، صد البته می توانیم به کمک هم از آن عبور کنیم

ولی متاسفانه مردم ما در هیچ امری مشارکت نمی کنند همانطور که چندین سال نتوانستیم بحث آلودگی هوا را رعایت کنیم این مشکل هم حل نخواهد شد ...

مساله ما مساله فرهنگی است. متاسفانه ما با یک نابهنجاری فرهنگی مواجه هستیم در بحران آب.

اینها حرفهایی بود که دوستم با جدیت تمام مطرح می کرد و من در تفکر آن بودم که روز شهید هم گذشت و ما چه جوانهایی را برای این آب و خاک دادیم و حالا دو دستی داریم تقدیم هیولای بی آبیش می کنیم. ای کاش کمی از این فردگرایی که دامنگیر مردم ما شده کاسته می شد و فرهنگ مشارکت و اصالت جمع در بین مردممان مجدد گسترش می یافت. با خودم فکر می کردم نقش ما جامعه شناسی خوانده ها در حل این فاجعه چیست؟ چگونه می توانیم مردم را متوجه کنیم و ازشان مشارکت بخواهیم. آب شرب یک طرف قضیه است و کنترل آبهای کشاورزی و سطحی و زیر سطحی یک بحث دیگر. چگونه آن کشاورزی که تمام امیدش به آب چاه عمیق است را متوجه کنیم که این حجم آب که به سطح می آوری را درست مصرف کن تا سایر مردم هم آب داشته باشند. چگونه سیاستگذاران شهری و عمرانی را متوجه کنیم که دیگر زمان کی بود کی بود من نبودم گذشته و بیایید همین امسال سیستم لوله کشی پوسیده را عوض کنید تا بیش از این آب از دست ندادیم. چگونه .......

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۹:۱۹ قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

چند ماه قبل وقتی معاون استاندار تهران به روستای سله بن آمد با خدم و حشم و مدیران در رکاب توضیح دادم که سرمایه اجتماعی روستا و منطقه به خاطر این سد کاهش یافته. شکاف طبقاتی افزایش یافته و فقر نسبی از فقر مطلق برای مردم زجر آور تر است و اعتماد اجتماعی را از بین می برد. نشنید یعنی نخواست که بشنود. فقط معاون سیاسی فرمانداری فیروزکوه گفت خانم دکتر ما به کمک شما نیاز داریم. دقیقا منظورش را می دانستم. برای انجام راحت تر کارها همیشه در همه جای دنیا رسم است که به سراغ لیدرهای محلی می روند و اینجا هم برای راضی کردن مردم سله بن برای راحت تخلیه کردن روستا و راحت کنار آمدن برای مکان یابی شهرک سد چه کسی از لیدرهای محلی کار سازتر. آن روز فرماندار و معاونش را کشاندم به کناری و گفتم اینها مشکل کمی است مشکل اصلی فاجعه انسانی است که به خاطر این سد در حال وقوع است آثارش را یکی دو سال بعد از آبگیری سد متوجه می شوید. اصلا انگار نشنیدند. یا شاید شنیدند و برایشان خیلی مهم نبود. شاید هم به خاطر اینکه با خودشان فکر می کردند تا دو سه سال بعد از آبگیری سد کی مرده و کی زنده از کجا معلوم که ما فرماندار و معاون باشیم. شاید هم اصلا متوجه اهمیت موضوع نشده بودند. به هر حال به هر دلیلی شنیده نشد.

این روزها که حکایت خوزستان و خشک شدن تالاب هور العظیم به دلیل آبگیری سدهای مختلف که روی کارون بسته اند و فعالیت اکتشاف نفت و .... مطرح شد و خواستگاه اصلی این غبار که مردم را خفه کرده و زندگی را برای مردم غیر ممکن کرده و دارد خوزستان را به یک گور دسته جمعی به وسعت یک استان تبدیل کند، به استناد عکسهای ماهواره ای تالاب  خشک شده خودسوزی کرده هور العظیم است.

راستش را بخواهید دیدم زبان در نیام کشیدن بس است. باید گفتنی ها را گفت. این اتفاق دارد برای استان تهران هم می افتد. نمونه اش طوفان شن تابستان تهران که سر منشاء آن را آبیک قزوین تشخیص داده بودند. حال توجه داشته باشید که با شروع آبگیری سد نمرود نزدیک به 50 روستای پایین دست سد از نمرود گرفته تا هرانده، زرین دشت، سیمین دشت، رود افشان، حصار بن، ایوان کیف و .... که روستاهای آبریز رودخانه حبله رود هستند بی آب می شوند و طی یکی دو سال کشاورزیشان نابود شده و حوضچه های پرورش ماهیشان بی بازده و کلا کشاورزی و دامداری و سایر صنایع وابسته در منطقه نابود خواهد شد. در نتیجه باید گاه و بیگاه منتظر وزش بادهای شدید از این سمت باشیم که در حال حاضر و حالت عادی کم هم نیست و آوردن مهمانهایی به نام گرد و غبار به تهران و البرز و ...... آنوقت فاجعه از خوزستان بیشتر خواهد بود. زیرا جمعیت استان تهران و البرز نزدیک به یک سوم جمعیت کشور است. آیا سازمان محیط زیست کشور به این موضوع توجه کرده است؟ آیا بهتر نیست به جای ساختن سدهای مختلف برای آب شرب تهرانیها با هشدارهای درست و دقیق و کارساز مردم را آگاه کنیم و راهکارهای عملیاتی و درست برای کاهش مصرف آب تهران بیابیم نه اینکه چندین جای دیگر را ویران کنیم و مردم را به استقبال خفگی بکشانیم تا آبشان را تامین کنیم. هرچند که سد نمرود با هدف تامین آب دشت سمنان در حال ساخت است ولی کیست که نداند سدهای دیگری هم مثل سد طالقان و لتیان و ... هم با اهدافی غیر از تامین آب شرب تهران تاسیس شد  ولی در بوته مصلحت اندیشی و انتخاب بین بد و بدتر تبدیل به منشاء آب شرب تهران شدند.

ساخت سد مساوی است با تغییر اقلیم آب و هوایی در هر منطقه. در بالا دست سد معمولا زیستگاههای خوبی برای پرندگان مهاجر می شود و تا حدی نیز آب و هوا معتدل می گردد ولی چه بر سر پایین دست می آید بر کسی پوشیده نیست. نگاهی به هور العظیم و تغییر اقلیم منطقه اطراف آن گویای همه چیز هست.

امیدوارم که گوش شنوایی باشد.


برچسب‌ها: روستای سله بن
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱۹:۳ بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

با کوچک شدن حجم کامپیوترها و تغییر کاربری گوشیهای تلفن همراه و مجهز شدنشان به برنامه های مختلف از جمله شبکه های اجتماعی موبایلی چند سالی است که فراگیر شده است. دیگر نمی توانید افراد خاص با وضعیت تمکن مالی خاص و یا وضعیت اشتغال خاص را از کاربران کامپیوتر و یا شبکه های اجتماعی قلمداد کرد. دیگر حتی در دور افتاده ترین نقاط کشور و هر فردی با هر سطح از پیگاه اقتصادی اجتماعی به این شبکه های اجتماعی دسترسی دارد و کاربر آن است. کاربری این شبکه ها نیز از حد کاملا علمی خارج شده و در حد زندگی روزمره مردم از پیام های کوتاه و احوالپرسیهای روزمره گرفته تا گروههای آشپزی و خانه داری و علمی و ..... همه چیز در آن یافت می شود. پیامهای بسیاری نیز در این بین رد و بدل شده و باز نشر می شوند که از جوک و لطیفه و پیامهای اخلاقی گرفته تا تحلیلهای سیاسی و اقتصادی و ..... همه را شامل می شود. در این بین از نقش تاثیر گذار این شبکه ها بر سرعت انتشار شایعات نیز نباید غافل بود. به طوری که روزی روزگاری اگر یک شایعه باید دهان به دهان می گشت تا مثلا چند ماه بعد در یکی از شهرستانهای دور شنیده شود اکنون به مدد همین شبکه های اجتماعی ظرف چند ثانیه کل کشور که خوب است کل جهان از آن با خبر می شوند تا ما نظریه دهکده جهانی را شیر فهم شویم.

اما در واقع سوال این است این پیامها چه تاثیر بر زندگی مردم می گذارد؟ برای مقابله با آسیبهای اجتماعی ناشی از انتشار این اخبار چه باید کرد؟

با نگاهی اجمالی بر پیامهای شایعه گونه شبکه های موبایلی شاید بتوان به یک دسته بندی از آنها دست یافت. جوکهای قومی و قبیله ای که تضعیف برخی از گروههای قومیتی را نشانه رفته و در پی جا انداختن این موضوع است که اگر با فلان قبیله برخورد کردید مراقب باشید که حسودند، فلان قومیت بی تربیتند، فلان قومیت خسیسند، فلان قومیت بی غیرتند، فلان قومیت تنبلند و ... کلا مردم ایران همه و همه ایرادهای اساسی دارند و جامعه ایده آل اروپاست که همه چیز بر اساس همت و دقت و نظم و اخلاق بنا شده است. دسته دیگر پیامهایی است که بیشتر شبیه کرکری خواندن زنان و مردان است و سعی در بی عرضه، همجنس گرا، بی غیرت و بی مسئولیت نشان دادن مرد ایرانی دارد و در مقابل گروهی از پیامکها که سعی در خنگ و ناقص العقل نشان دادن دخترها، بی حیا و عدم پاکدامن بودن زنان ایرانی را نشان دهد. از جوکهای مذهبی هم که دائم به روحانیان، ائمه، سوره های قرآن آیات و روایات و ذکرهای مذهبی، نماز و روزه و .... رسما توهین می کنند هم نمی توان غافل بود. در کنار اینها هم پخش شایعاتی از قبیل آفتهای محصولات کشاورزی دقیقا سر فصل برداشت آن محصول از خرما و پرتقال و برنج و چای گرفته تا سیب زمینی و سیب  و .... پیامهای به اصطلاح بهداشتی که هی مردم را از خطر داروها و مواد غذایی و .... می ترسانند هم دیگر نمی گویم آخرین نمونه اش خطر استفاده از دگزامتازون!! تحلیلهای سیاسی اقتصادی در خصوص صادرات نفت که آخرش را به حج وصل می کنند و یا مشکلات مالی مردم و ... که آخرش باز هم به حج وصل می شود و یا .... هم که خود جای بحث دارد. گویی چوبی برداشته اند و همه این پیامها به یک نحوی یک چیز را می کوبند. گویی که مردم کشور ما به هیچ کشور دیگری مسافرت نمی کنند و ارز خارج نمی کنند. شاید باور کردنی نباشد که هزینه مسافرت مردم ایران به کشورهایی مثل ترکیه، تایلند و دوبی کمتر از هزینه حج نیست ولی از آنجایی که هدف تضعیف اعتقدات دینی مردم است، هیچ تحلیل سیاسی اقتصادی از هزینه های اینگونه این مسافرتها دیده نمی شود گویی که کمک به محرومین و توجه به این قضیه از حیطه اخلاقی خارج شده و فقط وظیفه مذهبیهاست. هرچند که کمک به مستمندان و توجه به اوضاع سیاسی کشور وظیفه همه آحاد است و  به درجه انسانیت آدمها بستگی دارد.

واقعیت این است که هدف این گونه پیامها تضعیف اعتقادات مردم و اعتماد اجتماعی و خود باوری مردم ایران است. اعتقادات مردم ایران را همان که پایه اعتماد اجتماعی مردم است و بزرگترین سرمایه اجتماعی یک ملت تلقی می شود نشانه رفته اند و در پی از بین بردن آن هستند. زیرا خیلی خوب می دانند زمانی یک ملت از هم می پاشد و رسوخ در بین آنها  راحت می شود که اولا اختلافات قومی قبیله ای زیاد باشد، دوم آنچه پایه و بیس اتحادشان است (مذهب و اعتماد اجتماعی) تضعیف شده باشد.

حال چه باید کرد:

1- عاجزانه خواهش می کنم اگر لطیه ای برای شما ارسال شد به جای کلمه  یک قومیتی از کلمه یک نفر استفاده کنید ببینید این جوک هنوز هم خنده دار است؟ اگر بلی پس واقعا لطیفه است پس از اصلاح اگر خواستید باز نشر کنید وگرنه آن جوک را حذف کنید که حتی در جمع خانوادگی هم آن را نخوانید.

2- اگر پیامی علمی برایتان آمد اگر منبع ندارد آن را مطلقا بازنشر ندهید.

3- اگر پیامی علمی یا تحلیلی سیاسی برایتان آمد که دارای منبع بود قبل از باز نشر آن کمی تامل کنید حتما منبع را چک بفرمایید. اگر مطمئن شدید آن را باز نشر دهید. در اکثر موارد دیده شده که تولید کنندگان این گونه پیامها از نقطه ضعف عامه مردم ایران (عدم تسلط به زبان انگلیسی) استفاده کرده و یک منبع بی ربط به موضوع که به زبان انگلیسی است را ضمیمه می کنند و پیام را نشر می دهند. لطفا اگر به چنین مواردی برخوردید از انتشار پیام خودداری فرمایید.

4- یکی از راهها نیز استعلام پیام از اهالی فن است.

به امید روزی که به محض دیدن یک پیام ابتدا به هدف تولید کننده پیام فکر کنیم و از انتشار اخبار و شایعات و آنچه به سرمایه های کشورمان خدشه وارد می کند خود داری کنیم.

یا حق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ساعت ۷:۳۰ قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

به اطلاع دوستان می رساند کتاب اینجانب با عنوان دیدگاههای جدید نسبت به قربانیان جرایم به چاپ رسید.

این کتاب نوشته کارولین هویل و ریچارد یونگ می باشد که توسط بنده با همکاری ده نفر از دانشجویان کارشناسی علوم اجتماعی در دانشگاه پیام نور ترجمه شده است. ناشر این اثر انتشارات نوید مهر می باشد.

برای معرفی کتاب هیچ متنی گویا تر از نوشته پشت جلد آن را مناسب ندیدم:

 

....... در لابه لای فصول این کتاب در خصوص انواع قربانیان جرائم صحبت شده، در مورد تأثیر افکار کلیشه‌ای فمنیسم بر عملکرد پلیس و سیستم قضایی و کیفری کشورهای اروپایی و امریکایی  سخن رانده  شده و از خشونت خانگی علیه مردان و مقایسۀ آمار پنهان و پیدای این جریان با خشونت خانگی علیه زنان صحبت به میان آمده است .........

 

برای تهیه این کتاب می توانید به این آدرس مراجعه کنید. همچنین می توانید به کتابفروشی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران واقع در خیابان جلال آل احمد جنب دانشگاه تربیت مدرس مراجعه فرمایید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳ساعت ۲۰:۲۶ بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

مراسم عاشورا در هر کوی و برزن آداب و رسوم خود را دارد. در روستای سله بن نیز مانند همه جا عزاداری امام حسین در قالب نوحه سرایی و نذری و .... در مسجد بزرگ روستا برپا می شود. روز عاشورا نیز مانند همه جا دسته عزاداری در روستا راه می افتد و معمولا دو دسته حرکت می کنند. یک دسته عزاداری که جوانها هستندو یک دسته که مسنترها هستند. در دسته جوانترها زنجیر زنی و طبل و سنج و ..... زینت بخش عزاداران است و در دسته مسنترها معمولا خیلی ساده راه می افتند و بر سینه می زنند و یک نفر میانداری می کند و نوحه می خواند. یک اسب سفید هم هست که دو نفر نوجوان سوار بر آن می شوند و اشعاری را می خوانند در نقش فرزندان امام حسین و یک خیمه سیار که کودکان کاسه به دست در زیر آن حرکت می کنند و فریاد می زنند«ای عمو جان تشنه ام یک قطره آب». 

حدود ساعت هشت و نیم یا نه صبح علم روستا از مسجد خارج می شود. این علم قدمت تاریخی دارد و یک شاخه علم خاص است که بر سر یک چوب بسیار قدیمی بلند استوار است. این علم برای یک ساعتی در حیاط است و مردم برای ادای نذورات خود و زیارت علم حضور می یابند.

همه آنچه گفته شد خاص روستا نیست و در همه جا تا کنون دیده شده است اما مراسم صبح زاری

شب عاشورا(شب قبل از عاشورا) جوانان روستا معمولا مشغول فعالیت در روستا هستند و بسیاری از آنها در مسجد می خوابند. بسیاری نیز قبل از اذان صبح حضور می یابند. بعد از اذان بلافاصله نماز برپا می شود و دسته عزادارها در روستا به راه می افتد. در واقع آنقدر تند حرکت می کنند که به دویدن می مانند. تنها وسیله اطلاع رسانی یک طبل بزرگ است که به صورت نا منظم و فقط به قصد خبر کردن مردم روستا هر چند قدم یک ضربه نواخته می شود. این مراسم تا طلوع آفتاب ادامه دارد و اشعار خاصی در این مراسم خوانده می شود:

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است (2) / نکن ای صبح طلوع(2)

ای آفتاب طلوع نکن / امروز امام کشته میشه

ای آفتاب سر بر نیار/ رقیه بی پدر میشه

ای آفتاب طلوع نکن/ سرها بر نیزه ها میشه

ای آفتاب سر بر نیار/ ششماهمون کشته می شه

ای آفتاب قسم به نور خدا

ای آفتاب قسم به روز عاشورا

ای آفتاب طلوع نکن/ ام البنین بی پسر می شه

ای آفتاب طلوع نکن/ زینب بی یاور می شه

ای آفتاب سر بر نیار/ عباس غرق خون می شه

ای آفتاب طلوع نکن/ به فرق شکافته/ قسم به حلق بریده/ قسم به دست جدا شده/ قسم به گوشه پاره شده/ قسم پهلوی شکسته

ای آفتاب سر بر نیار/ امروز حسین کشته میشه.

در پایان این مراسم عزادارها در مسجد حضور پیدا می کنند و پس از خوردن صبحانه زیارت عاشورا می خوانند و ادعیه مخصوص این روز را قرائت می کنند.

التماس دعا


برچسب‌ها: روستای سله بن
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۳ساعت ۱۸:۱ بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

مقاله ادراک زنان از قربانی شدن بر آمده از پایان نامه دکتری این جانب است که به راهنمایی خانم دکتر سهیلا صادقی فسایی از دانشگاه تهران و مشاورت خانم دکتر پروانه دانش از دانشگاه پیام نور تهران و خانم دکتر مریم قاضی نژاد از دانشگاه الزهرا نوشته شده است.

چکیده

قربانی‌و قربانی شدن مفاهیمی نسبتا جدید است که در جرم شناسی سنتی کمتر مورد توحه قرار گرفته است. اما نگاهی به ادبیات نظری نشان می دهد که تحقیقات این حوزه اخیرا به سوی قربانیان جرم چرخش داشته و بخشی از تحلیل های جرم شناختی برروی فهم سبک زندگی قربانیان جرم متمرکز شده است. در حالی که جرم شناسی از این موضوع سئوال می کند که چرا عده ای دست به جرم می زنند، قربانی شناسی بر روی این سئوال تا کید می کند که چرا عده ای از افراد آماج فعالیت های جرمی قرار می گیرند.

هدف از انجام این پژوهش دست یافتن به مفهوم قربانی‌شدن از نظر زنان و تبیین نظریه‌ای است که شرایط قربانی‌شدن را توضیح دهد. این تحقیق با کاربرد روش کیفی سعی بر شناسایی مفهوم قربانی‌شدن از منظر زنان دارد و برای رسیدن به این هدف با 46 زن تهرانی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفته است، اما نتایج قابلیت تعمیم ندارد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مفهوم قربانی‌شدن در بین زنان طیف وسیعی از احساسات را در بر می‌گیرد. در تعریفی که زنان از مفهوم قربانی‌شدن کرده‌اند، سه مفهومِ «حرمان زندگی»، «نداشتن منابع و اختیارات» و «آسیب‌ پذیری» ظاهر می‌گردد. بنابر روایت زنان قربانی‌شدن یک احساس واقعی است که با فرد می‌ماند. ویژگی های شخصیتی، فاکتورهای اجتماعی و اجبارهای فرهنگی از جمله عواملی هستند که با ارجاع به مواردی  چون  «نگاه جنسیتی»، «سلطة مردانه» و «ساختارهای معیوب» قربانی شدن را توضیح می دهند. 

 

کلمات کلیدی: قربانی،‌ قربانی شدن، زنان، آسیب پذیری، روش کیفی

 

این مقاله در مجله علمی- پژوهشی مطالعات و تحقیقات اجتماعی ایران به چاپ رسیده است و در آدرس ذیل قابل مطالعه و دانلود به شکل پی دی اف است.

http://jisr.ut.ac.ir/article_51658_4743.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۴۳ قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  |